از ‏‎ﻋﺒﺪﺍﻟﺮﺣﻤﻦ ﺧﻠﻴﻞ‎‏
تصوف.. زبالۀ بدعات، خرافات و شرکیات
تصوف، وجد، می، عشق، پیر، مستی، مرید، فنا... و غیره، همه و همه اصطلاحات تصوفی اند که در قرآن و حدیث وجود ندارند، و در گفته های صحابه و تابعین پیدا نمیشود.
شاید کسی بگوید: معانی این الفاظ از قرآن و حدیث گرفته شده...
اگر چنین باشد، به سوال هایم جواب ارائه دهید.
1. پیامبر صلی الله علیه و سلم در کدام طریقۀ تصوفی بود؟
2. صحابه و تابعین پیرو کدام طریقۀ تصوفی بودند؟
3. آیا در آن زمان پیر و مرید وجود داشت؟
4. آیا در دین اسلام مستی و ملنگی وجود دارد؟
5. بعضی احمق های جاهل میگویند ابوبکر رضی الله عنه نقشبندی بوده، و دیگر خلفای راشدین را به طریقه ها تصوفی مختلف متهم میسازند، آیا در این مورد دلیلی وجود دارد؟؟
6. آیا صحابه گاهی ذکر جهری دسته جمعی را اجرا کردند؟
7. آیا صحابه هنگام ذکر، سران خود را مانند صوفی های روانی این زمان تحریک میکردند؟؟
8. آیا ذکر لفظ جلاله به طور منفرد، وبدون تسبیح و تحمید و تکبیر " الله، الله ، الله" در کدام حدیث وارد شده؟؟
9. آیا گفتن " هو هو هو " مطابق اذکار پیامبر صلی الله علیه و سلم است؟؟
10. صوفی ها زیادی میگویند( نه به بهشت رغبت داریم و نه از دوزخ میترسیم و فقط عاشق الله هستیم) .. آیا صحابه همین طور بودند؟؟؟؟
11. در سراسر دنیا صوفی های زیادی هستند ( الله نابودشان کند) که به متون آیات و احادیث بی احترامی میکنند و میگویند " این علم قال است، و ما علم حال می خواهیم!"..آیا این سخن کفر نیست؟؟
12. آیا صوفی ها به این همه جمود و خمود و گوشه نشینی و مستی و تنبلی و احمقی آماده هستند همچون صحابه در راه اسلام جهاد کنند، دعوت کنند، و در نشر اسلام زحمت ها را متحمل شوند؟؟ بگذارید به این سوال را خودم جواب دهم.. ( نه خیر ) هرگز آماده نیستند، بلکه تصوف و صوفی ها از مهمترین اسباب ذلت و عقب مانی مسلمانان هستند.. فقط یک مثال را ذکر میکنم..
هنگام که تتار به سرزمین های اسلامی حمله می کردند و هزارها مسلمان را شهید می ساختند، غزالی (مولف احیا علوم الدین) در گوشه ای انزوا کرد، نه خودش جهاد کرد و نه مسلمانان را به مبارزه تشویق کرد، در حالیکه از حال مسلمانان اطلاع داشت. قابل ذکر است که غزالی طوسی رحمت الله علیه در آخر عمرش چنانکه شیخ الاسلام بن تیمیه گفت از علم کلام و تصوف توبه کرد و در حالی وفات شده که صحیح البخاری بر سینه اش بود.
13. آیا مسلمانان به چرندیات تصوف نیاز دارند؟ مگر آموزه ها پیامبر الگوی کافی نیست؟؟
شاید کسی بگوید: حرف های را که تو گفتی به صوفی های افراطی مطابقت دارد اما صوفی های معتدل در راه راست روان هستند...
در جواب می گویم: در قدیم الازمان متصوفین بودند که استقامت داشتند، که بهتر است آنها را هم به صوفی بودن متهم نکنیم، مانند امام حسن البصری رحمت الله علیه
اما قرن ها می شود که تصوف، زبالۀ بدعات، شرکیات و خرافات گردیدده، و در عصر حاضر هیچ گروه تصوفی را که از بدعات خالی باشد دریافت نخواهید کرد.
نوت : ازفیسبوک انجینر عبدالرحمن خلیل گرفته شده است هرکس می تواند نظرخودرا اراءه کند.