مجاهد نامدار وشاعرنستوه بدخشان

عبدالحی "شیدا" شاعرشیرین زبان وسخنور ماهر زبان وادبیات دری،مجاهد نستوه وخستگی ناپدیر

 وفرمانده مدیر ولایت بدخشان درسالهای نخستین تجاوز روسها به افغانستان است.

وی در سال 1336 هجری شمسی در قریه فرجغانی شهر کشم ولایت بدخشان بدنیا آمد.

پدر بزرگوارش محمد ظریف از معاریف منطقه ودربین مردم به سخاوت،شرف وجوانمردی شهرت عام دارد.

شیدا درآغوش آگنده از مهرومحبت پدرومادر مسلمان،دریک خانواده متدین ودر محیطی که آنجا اندیشه اسلام خواهی وخداجویی درمیان مردم موج میزد تربیت یافت. اوازآن آوان صباوت وکودکی باروش وکردار واخلاق اسلامی فطرتاٌ مزین بود.

دوران تحصیلی متوسط اش رادر مکتب میرفضل الله (البته بنده مدیرسایت کشم زیبا درهمین لیسه تحصیل کرده ام)

در ولسوالی کشم ولایت بدخشان به پایان رسانیده وبعد از اخذ درجه ممتاز به لیسه عالی پشتونیار درهمان شهر به تحصیل ادامه داد.

شیدای شهید درجریان آموزش وتحصیل با بزرگمردان جهاد ومبارزه چون برادران بزرگش الحاج ضمیر محمد،داکتر شیر محمد ومحمد اکبر شهید که درآن دیار به تازگی با کوله بار دعوت اسلامی ظهور نموده بودند،مصاحب وهمگام شده وبزودی درصفوف فشرده (نهضت جوانان مسلمان) تعهد سپرد وباکمال صداقت وفداکاری وظایف دعوتی اش رادر حلقات شاگردان ومراکز تحصیلاتی آنجا ودرمیان مردم به پیش می برد.

شیدای شهید درمیان هم صنفان ونیز دربین اهل ده وشهر منحیث الگوی یک مسلمان داعی ومبارزشهرت پیدا نمود.

شیدا باقریحه ای ذاتی که خداند یکتا به اوبودیعه گذاشته بود همه حالت رنج وغم ملت را می دید وآنرا درالفاظ شعر ومعانی درمی آورد.

او آنزمان جوانی بیش نبود که در عقب میله های زندان پلچرخی جا داده شده بود.

شیدابا صبرواستقامت ،کمترین خواری وانعطاف رادر برابر شکنجه های طاغوتیان رژیم از خودنشان نداده وچون کوه استوار تمام از آرمانهای برحق مبارزاتی (نهضت جوانان مسلمان) دفاع نموده ودر برابر شکنجه ها واذیت جلادان رژیم استوار باقی ماند.

در اواخر سال 1358 هجری شمسی همزمان با تجاوز مستقیم قوای اشغالگر روسها بخاطر آنکه ملت ما را اغوا نمایند وتوجیه کنند که با آزاد شدن زندانیان سیاسی از محبس پلچرخی دیگر بساط جنگ وجهاد در افغانستان برچیده شده است و هم برای اینکه خوشبینی نسبی ملت مارا در برابر این تجاوز کسب نمایند، یک تعداد از زندانیان رادرماه جدی 1385 رها نموده که درآنجمله شیدا نیز بود.

وبلاخره شهید شیدا فعالیت دیگری را نیز در صف سنگرداران جهاد انجام داد. شیدا هیچگاهی نمی خواست از مجاهدین دور بماند. بدیهی است که هر فرد مجاهد وصادقی چون شیدا در صحنه پیکار خار چشم ملحدین و منافقین است. شیدا هم خار چشم تمامی کج اندیشان بود. عوامل شر وفساد در داخل کشور نگذاشتند شیدا به آرمان وهدف والای جهاد ورسیدن به مقصود نظام اسلامی نائل آید.

شیدا دراثر یک توطئه نا جوانمردانه ، با دوتن از برادران نسبی وتن از همسنگرانش درنواحی رستاق ولایت تخار درماه میزان 1366 اکتوبر 1987 م. به مقام والای شهادت نائل گردید.

ازمجوعه آثار وی میتوان از ساربان نور، قافله بدر، خونابه اشک، بزرگمرد ازتبار حسین، دعوت وشناخت وضع موجود نام برد.

نمونه ای از اشعار شهید عبدالحی "شیدا" از گزینه اشعار (ساربان نور)

"رویداد تیره"               

امشب به حال ابتر گردون گریستم

بر این سراب فاجعه مقرون گریستم

در بیشه خیال من آمد گمان دور

بر سرنوشت توده محزون گریستم

در کشوری که آتش غم شعله می زند

بر اشک چشم ملت پرخون گریستم

ازموج درد طفلک بیچاره ویتیم

گاهی به خانه گاه به یرون گریستم

چون شمع سوگوار در اقلیم انجمن

ازبیم شام ووضع دگرگون گریستم

"شیدا" میان قافله اسلوب مهر نیست

زین بخت آرمیده واژون گریستم